خرید بک لینک

درباره سایت

789 .

امکانات وب

بسم اللهاینکه واستی و بذاری باهات اونجوری رفتار کنن که میخوان ، با تحقیر و تعدی به حق و نادیده گرفتنت ، این یعنی ظلمپذیرینه مظلومیت ، مطلقن ممدوحه و نه فداکاری و ایثار .. اصولن هر صفت یا رفتار و عنوان پسندیدهای ، در جایی غیر اونجایی که باید ، شکلش بهم میریزه و رنگشو از دست میدهفداکار ؛ از خود گذشته ، دیگرون و به خود ترجیح داده .. بیا خوشبین باشیم و فککنیم دل بزرگی داری و هدفی متعالی که بخاطرش ، با دلت شرط کردی ناملایمات و رنج پیشرو رو ندیده بگیری و ثابتقدم باشیمظلوم ؛ مورد ظلم قرار گرفته .. مثلا که دستت بستهبوده و خونهتو آتیش زدن .. یا خودت کبریت دادی و واستادی کنار تا بسوزوننش ! چون ازشون یا چیزی غیرشون ترسیدیچرا صدایی از صورتایی که از رنج بُغ کرده بود ، بلند نمیشد پس !! تو ظلمرو میپذیری و راه سواریدادنو باز میکنی که شغلی ، حقوقی ، اسمی یا هر چی ، حفظ بشه ؟ عجیــــب ! جِدن عجیــــب ! نه تو مظلومی و نه این سکوت ، فداکاریمیدونی ؟ احتمالا از سن آدمه که تصمیم میگیره جای موندن و تحیر و به جیگر کشیدنی که اسمش صبر نیس ، نه جز دسته ظلمپذیر باشه و نه پشتِ نقابی که اسمش فداکاری نیسسنجاق بشهـ بهـ: پرچنهـُ الله مددی, پرچنهـ و پرچنگياش + نوشته شده در  شنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۱ساعت 15:52  توسط پُرچِنهـ هه  | 

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 1 تير 1401 ساعت: 21:12

بسم اللهخب چیزایی هس که اگه قبلنم میدونستم اما حالاها دیگه دارم بلند بلند میگمشونآدم گاهی نیاز داره به کمک . کمک کوچیک حتیآدم نیاز داره به حمایت . حمایت از دور حتیآدم نیاز داره به تشویق . تشویق در حد لبخند حتیآدم نیاز داره به مشورت . مشورت بینتیجه حتیآدم نیاز داره به ...خیلی چیزاو ما تا کی یاد نداریم بفهمیم این نیازهای ساده بایدیرو ؟ ابراز و به زبون آوردنشونو ؟من نیاز دارم به کمک ، به حمایت ، به تشویق ، به مشورت .. به خیلی چیزا ..و ؟هنوزم دارم توی دلم بلند بلند میگمشون .. و این اولین کوتاهی منهو دومیش ؟ کسی نفهمید من نیاز دارم به کمک ؟+ این یه نوشته بود از زبونِ تو شاید :)سنجاق بشهـ بهـ: پرچنهـ و پرچنگياش + نوشته شده در  یکشنبه هشتم خرداد ۱۴۰۱ساعت 0:57  توسط پُرچِنهـ هه  | 

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 1 تير 1401 ساعت: 21:12

بسم اللهچقد میتونی بیخیال بدی ، زشتی ، خیانت ، قضاوت و هر رفتار زشت دیگهای که در حقت شده بشی ؟من ؟ فکرده بودم بیتفاوتم .. " خب حالا اینجوریه دیگه . من نیستم و مهمم نیست که داره چیکار میکنه "اگه اینجوری بود ، خوب بود .. تأثیری نمیگرفتی از رفتارای ناپسند و غلط و راه خودتو میرفتی . راه خودمو رفتم اما ...میگذره و آدم وقتی متوجه میشه نه اون رفتار به فراموشی سپرده شده بوده و نه تو بیخیالش شده بودی که انفجار رخ داده . متوجهش نبودی و اون آرووووم جایی از سرت .. دلت .. وجودت .. یه جایی که معلوم نیست کجاس ، داشته روی هم تلنبار میشده .. بدی روی بدی .. اخم روی اخم .. بیحرمتی روی بیحرمتی .. زخم روی زخم و تو چرا فکرده بودی بیخیالش بودی ؟ چون هنوز ظرفیتت پر نشده بوده .. جا داشتی هنوز و تصورت این بوده که " خب نمیتونه روم تأثیری بذاره "ظرفیتا پر میشن .. آدما خسته میشن .. ملال ، روابط فرسودهرو بیروح میکنه .. وو یهو میزاری میری+ الآنم نمیدونم " میزاری یا میذاری " .. چون پرم سنجاق بشهـ بهـ: پرچنهـُ الله مددی, پرچنهـ و پرچنگياش + نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۱ساعت 10:53  توسط پُرچِنهـ هه  | 

برچسب: نویسنده: کوروش نیک‌فر تاريخ: چهارشنبه 1 تير 1401 ساعت: 21:12

صفحه بندی